صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

192

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

مىخورد . » ابو طالب مكّى آن را چنين شرح مىكند : « اين تمثيلى است براى فراخى و فراوانى ؛ يعنى چند برابر مؤمن مىخورد ، گويى مؤمن يك هفتم منافق مىخورد . و عرب كثرت را هفت نشان مىدهد . » شرح ديگرى را هم ذكر مىكند كه به سهل بن عبد اللّه شوشترى نسبت مىدهد ، و آن اين كه : « به معناى حرص ، طمع ، علاقه ، غفلت و عادت است ؛ يعنى منافق به اين معانى مىخورد ، ولى مؤمن به معناى فقر و زهد . لذا مىگفت : اگر دنيا خون تازه مىبود ، خوراك مؤمن از آن حلال مىبود ؛ چون غذاى او به اندازهء ضرورت مردم است . » همچنين نقل مىكند : پيامبر ( ص ) چشمش به مرد چاقى افتاد و با اشاره به شكمش فرمودند : « اگر اين در غير اين بود براى تو بهتر بود . » يعنى اگر آن را براى آخرتت تقديم مىكردى و برادرانت را ترجيح مىدادى و در شكم تو نبود ، براى تو بهتر بود ؛ يعنى كمى غذا از زيادى آن بهتر است . و از سخنان او كه به معانى بعيد و اسرار فراوان اشاره دارد ، اين است : « از اخلاق گذشتگان ترك سيرى از سر اختيار بوده است براى سبكى جسم يا همسانى با تهيدستان و يكسانى با آنان تا بر ايشان برترى نگيرند . » لذا عايشه مىگفت : « اوّلين بدعتى كه بعد از پيامبر ( ص ) نهاده شد ، سيرى بود ؛ چون مردم وقتى شكمشان سير شود ، نفسشان آنها را به دنيا سوق مىدهد . » همچنين در حديث آمده است : « فرزند آدم ظرفى بدتر از شكمش را پر نكرد ؛ و براى او كافى است چند لقمه‌اى كه او را استوار نگه دارد ؛ و اگر چنين نكرد پس يك سوم غذا ، يك سوم نوشيدنى و يك سوم براى خود . » اين حديث دليل استوارى است بر دورى گزيدن از حرصى كه بدترين درد است ؛ غذا مايهء سلامت جسم است ، اگر انسان از اسراف و افراط در آن دورى نمايد و به اندكى كه رفع نياز مىكند ، بسنده نمايد ؛ چون پرخورى موجب آزار جسم و تيرگى زندگى با بيماريهاست ، اگر در خوردن چه در كميّت و چه در كيفيّت زياده‌روى كند . معمول آن است كه گاهى در پزشكى به خاطر سلامتى ، بيمار از خوردن منع مىشود و تنها اجازهء اندكى از غذا به او داده مىشود . علم پزشكى پا را از اين فراتر مىگذارد و به مردم سفارش مىكند كه خود را از غذا و نوشيدنى دور نمايند ؛ و يادآور مىشود كه بيشتر بيماريها ناشى از تراكم غذا در بدن است . اگر